برنامهریزی در حقیقتبه معنای پیشبینی عملیات با توجه به امکانات است تا برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، موفقیت را رقم بزنیم . نکته حائز اهمیت در برنامهریزی خصوصا در دوران جوانی دقت و ظرافت و گزینش فرصتها است . از این رو، «دقت و ظرافت در برنامهریزی، از وسیله و امکانات مهمتر است .»
برنامهریزی همواره به داشتن سه افق و دید نیازمند است; یعنی:
افق دور که همان دور اندیشی است;
افق روشن که همان آگاهی و روشن بینی است;
و افق باز که همان دوری از تک بعدی است .
این افقها مستلزم آگاهی و نگاه جست و جو گرانه است نه منفعل و پذیرای محض بودن . از این رو، باید نگاهی جستوجوگر به گذشته، نظری عمیق به حال و تعمقی ژرف در اطراف و نگاهی بس دوراندیش به آینده داشته باشیم . برنامهریزی، آینده را به زمان حال میآورد . از این رو، میتوانید کار را با آگاهی بیشتر در آینده رقم بزنید .
امام علی (ع) در اهمیتبرنامهریزی پیش از انجام کار میفرماید: «کسی که بدون آگاهی به عمل میپردازد، همچون کسی است که از بیراهه میرود; و چنین شخصی هر چه جلوتر میرود، از سر منزل مقصود خویش بیشتر فاصله میگیرد; و کسی که از روی آگاهی و [برنامه] حرکت کند، مانند رونده راه آشکار است .» 9
هلن کلر: اجازه نداد که نابینایی و ناشنواییاش مانع از آن شود که زندگی خود را وقف انسانهای بد اقبالتر از خویش کند . پس تلاش کرد، آموخت و در سطوح بالای آموزش مدرک گرفت و تمام عمر در خدمت افراد به ظاهر ناتوان به سر برد .
توماس ادیسون: در دوران کودکی از مدرسه اخراج شد، در دوران نوجوانی شکستهای فراوان داشت و در جوانی پدرش به او میگفت: اگر کلهات را بشکافیم به جای مغز تکهای گچ پیدا خواهیم کرد; ولی در اوج جوانی چنان تلاش کرد که امروزه از مشاهیر صنعتشمرده میشود و بیش از 200 اختراع به نام او ثبتشده است .
الف) مشورت میکند .
ب) تامل میکند .
ج) با دقت انتخاب میکند .
از منظر و نگرش طبیعی، جوان یعنی راس قله زندگی .
از منظر زیبایی و زیباییشناسی، جوان یعنی گلستان و دوران شکوفهدهی زندگی .
از وجه تمثیل به دریا، جوان یعنی موج و برخاستن .
از وجه تشبیه به فرود و فراز، جوانی یعنی دوره اوجگیری .
از منظر گاه هوش و توان و استعداد، جوانی یعنی دوران بالاترین کشفها و شدنها .
از منظرگاه حرکت و روانشدن، جوانی یعنی بالاترین سرعت و وصول به اهداف .
و از زاویه توانایی جسمی، جوانی یعنی سلامتی و شادابی .
اى ازليّت به تـــــربت تـــــو، مخمـــّر وى ابــديّت بــه طلعت تو، مقرّر
آيت رحمت ز جلــــوه تــــــو هويـــدا رايت قــدرت در آستين تو مُضْمَر
جــــودت هم بسترا به فيض مقدس لطفت هم بالشا به صدرِ مُصَدّر
عصمت تو تا كشيد پرده به اجسام عالَـــم اجســام گردد عالَم ديگر
جلـــــوه تـــــو نــــور ايزدى را مَجْلى عصمت تـو سرّ مختفى را مَظهر

بسم الله الرحمن الرحیم
نوجوانها و جوانها باید ملتفت باشند که همچنانی که خودشان در این سن هستند و روز به روز به سن بالا می روند، علم و ایمانشان هم باید همین جور باشد، مطابق این باشد، معلوماتشان، از همان کلاس اول علوم دینیه، به بالا برود، ایمانشان ملازم با همین علمشان باشد.
باید بدانید اینکه ما مسلمانها، امتیازی از غیر مسلمانها نداریم الا به قرآن و عترت، و الا ما هم مثل غیر مسلمانها می شویم. اگر ما قرآن نداشته باشیم، مثل غیر مسلمانها هستیم، اگر ما عترت را نداشته باشیم، مثل مسلمانهایی که اهل ایمان نیستند هستیم.
حسین گفت : پدرش شصت و دو سالش است . شاید خدا فرزندی به او ندهد .
شاید هم فرزندی بدهد که هفت پشت ما به خاطر او آمرزیده شویم .
عید قربان همان سال یونس به دنیا آمد و از همان بچگی صدایش می کردند حاج یونس

هر پسر و دخترى كه پا به دوران جوانى مىگذارد، بزرگترين آرزويش ازدواج و ايجاد كانون گرم و پر مهر خانواده است، تا يار و مونس و محرم راز پيدا كند و از نعمت زندگى مشترك زناشويى، استقلال و آزادى بيشترى بهرهمند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سايه زندگى مشترك جستجو مىكنند. چنين ميلى بطور طبيعى و فطرى در انسانها وجود دارد و نمىتوان از آن صرف نظر كرد. آرى بزرگترين پناهگاه مطمئن براى جوانان، كانون گرم خانوادگى است كه مىتوانند اضطرابهاى درونى خود را در آن به اطمينان، استقامت و آرامش تبديل كنند و غمها و نگرانيهاى خود را از ياد ببرند. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه بايد براى همه كس آسان باشد. چرا كه اين امر يك ضرورت حياتى است، مانند آب و نان كه در هر جامعهاى از همه كالاها ضرورىتر و مهمتر است.
روزى رسول اکرم صلىاللهعليهوآله با اصحاب نشسته بود. جوان توانا و نيرومندى را ديدند که اول صبح به کار و کوشش مشغول شده است. اصحاب گفتند: اين جوان شايسته مدح و تمجيد بود، اگر جوانى و نيرومندى خود را در راه خدا به کار مىانداخت. رسول اکرم صلىاللهعليهوآله فرمود: اين سخن را نگوييد! اگر اين جوان براى معاش خود کار مىکند که در زندگى محتاج ديگران نباشد و از مردم مستغنى گردد، او با اين عمل در راه خدا قدم برمىدارد. همچنين اگر کار مىکند به نفع والدين ضعيف يا کودکان ناتوان که زندگى آنان را تأمين کند و ازمردم بىنيازشان سازد، باز هم به راه خدا مىرود؛ ولى اگر کار مىکند تا با درآمد خود به تهيدستان مباهات کند و بر ثروت و دارايى خود بيفزايد، به راه شيطان رفته و از صراط حق منحرف شده است.